من بعد از تو ....

سرمست...

سرمست شد نگارم بنگر به نرگسانش


مستانه شد حدیثش پیچیده شد زبانش


گه می فتد از این سو گه می فتد از آن سو


آن کس که مست گردد خود این بود نشانش


چشمش بلای مستان ما را از او مترسان


من مستم و نترسم از چوب شحنگانش

تاریخ ارسال: شنبه 12 مرداد 1392 ساعت 00:57 | نویسنده: مهران
نظرات (1)
شنبه 12 مرداد 1392 05:58
mino
امتیاز: 0 0
لینک نظر
زیبا بود
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.