X
تبلیغات
رایتل

من بعد از تو ....

قلبم تو دهانم است...

قلبم توی دهانم است.... 

 

امید سرتاپایم را فرا گرفته است... 

 

از شدت هیجان دهانم تلخ شده است... 

 

باورتون میشه؟ 

 

امروز صبح به محض اینکه رسیدم دفتر ، وارد وبلاگم شدم ، ساغر پیغام گذاشته 

 

بود که شماره ات رو یادم نیست، برام بفرستش... 

 

نمیدونم الان دارم چطوری اینا رو تایپ میکنم ، فقط میدونم روی ابرهام... 

 

یعنی نتیجه ی اون دلشکستگی بزرگ دیروز و پریروز که آتوسا بهم وارد کرد 

 

و از شدت تنهایی و بغض نفسم گرفته بود ، جوابش ساغره؟؟؟ 

 

 

نفسم زوری داره بالا میاد....منتظر تماسش هستم...منتظرم... 

 

***مهرنوش ! خواهری ! باورت میشه ؟ همین چهارشنبه بود که دوتایی  

 

تو اطاقت نشسته بودیم داشتیم در مورد ساغر حرف میزدیم ، یادته؟ 

 

حالا شنبه شده و ....

تاریخ ارسال: شنبه 21 تیر 1393 ساعت 09:54 | نویسنده: مهران
نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.