انتظار
انتظار بعضی وقتها شیرینه
به زندگی ات معنی میده
بهت توان ادامه دادن میده
یه جایی میرسی که صبح ، وقتی از خواب بلند میشی
به خودت میگی برای چی امروز صورتم رو اصلاح کنم
مگه قراره کی رو ببینم که تو انتخاب رنگ پیراهنم دقت کنم
وسط روز ، وقتی گوشی ات رو جایی ، جا میذاری ، دلیلی برای دور زدن و
برداشتن گوشی ات نداری
وقتی توان و حوصله ی انجام کاری رو نداری میری سراغ ...کوفت و زهرمار...
اما فقط کافیه کورسوی امیدی تو قلبت روشن بشه
بلند میشی می ایستی
اصلاح میکنی ، چون ممکنه وقتی دیدیش ، دلتنگی کار خودش رو بکنه و دستش
رو بخواد بکشه رو صورتت
تو انتخاب لباست دقت میکنی ، کفشهات رو واکس میزنی ، ادکلن یادت نمیره
چون نمیخوای اگر تو یه کافی شاپ باهات قرار گذاشت ، از اینکه دیگران با تو
ببیننش ، خجالت بکشه ، دلت میخواد بقیه دخترا نگات کنن و تو محل سگ هم
نذاری بهشون و اون سرش رو بالا بگیره که : این بابا ! فقط بخاطر من اینجاست
نه بخاطر شماها...
و
مرتب حواست به گوشی ات هست ، با اینکه هم رو ویبره اس و هم صدای زنگش
تا آخر بلنده ، ولی بخودت میگی ، نکنه یه اس ام اس بده و تو دیر بفهمی...
به این امید حرکت میکنی ، کار میکنی ، پیشرفت میکنی که دیگه
مثل گذشته نخوای از نظر مالی جلوش کم بیاری ، هر چیزی دلت خواست
بتونی براش بخری ، نه اینکه فقط آه بکشی و حسرت خرید کردن براش به
دلت بمونه...
بهت توانی میده که نخوای سراغ هیچ چیز دیگه ای بری...
انتظار ، یه انتظار عاشقانه میتونه معجزه کنه تو زندگیت...
ولی من اصلا انتظار رو دوست ندارم
)
مخصوصا اگه بخوای مدت طولانی منتظر باشی
واقعا کلافه و بی حوصله میکنه منو
حالا اگه از نوع عشقی باشه بدتررر
دلتنگی میکشه منو
(منتظر قسمت سوم داستان هستم
مهران جان زمان همه چیز رو حل میکنه . امید دارم پایان خوبی برای شما داشته باشه.حتما این فرصت بهت داده میشه .چون تو دلِ پاکی داری
فقط امیوارم که این دل پاک هیچ وقت غروب و تلخی انتظار رو حس نکنه و پایانش برات شیرینتر از قند باشه و ما هم به یه شرینی خوران دعوت شیم...البته من عاشقِ ترشی ام:)
از پاسخ به ابهاماتم ممنونم.خیلی ممنونم
مرسی ..خیلی لطف داری...
انتظار با همه ی بلاتکلیفیش همیشه قشنگه....
چون امید توش موج میزنه...
سال نوتـــون مبارک آقااااااااااا :) سالی پر از اتفاقای خوب
مرسی الی جان...سال نو تو هم مبارک...بله...در انتظار همیشه امید موج میزنه واسه همینه که زیباست....
ای جانم....چه زیبا
حسودیم شد به اون دختر
حیف که فرصت بهم نمیده تا تمام این کارها رو انجام بدم...