یه کامنت برای ساغر گذاشتم...

سلام

خنده ام میگیره وقتی بجای تو اونهمه کامنت خودم رو میخونم..چطور یه نفر میتونه یه چینی قشنگ رو بزنه بشکنه و بعدش بده بندش بزنه و هی بگیرتش بالا و به همه نشون بده و بگه : ببین گلم ! این همون قبلیه..حالا یکی یه گوهی خورده انداختتش و شکستتش ولی بعدش که بندش زدیم بعدش خب !...حالا تو هم این بندها رو نگاه نکن ، فرض کن همون اولیه!!؟؟!!!...


خنده داره...


***

معذرت میخوام که یه مدت اسباب خنده و تفریح شما رو فراهم کردم...


با احترام


(همون مهران سابق)

برون ریزی مهرنوش جان...

ایمان من 


در 


هندسه ی 


اندام 


توست.......


ببار ای ابر می اندود من


مستانه ام کن


بسوز اندیشه را از بیخ و بن


دیوانه ام کن


بکن تن را ز من ، من را زتن


جانانه ام کن...


یادته....؟

یادته اون روزی رو که قرار شد اون کار بزرگ رو انجام بدم؟؟


کمکم کردی؟


شوکولات نوتلا و اون ... ها رو برام خریدی؟


یادته بعدش باهم رفتیم کوه صفه ؟


یادته یه پست گذاشتی تو وبلاگ مشترکمون و ذوق کردی بودی که من صحیح و سالم باهات اومدم بالا بالا؟


یادته اون آقا پیرها که رفتیم پیششون و داشتن آتیش روشن میکردن؟


یادته تو کوله ات همه چی پیدا میشد؟


یادته برای من نوشابه انرژی زا خریده بودی و گذاشته بودی ته کوله ات و وقتی ازت پرسیدم اینا چیه؟


گفتی نمیدونم...

اگر تو به بهر دلیلی یادت نیست من الان (همین الان) که دوباره دارم اون دوران رو میگذرونم


ثانیه ثانیه اش داره یادم میاد...آره دوباره دارم میگذرونمش ولی اینبار تنها....

هم تو راحت میشی ، هم من....

آخرش این کمر درد لعنتی ، جون منو میگیره...


اونوقت هم تو راحت میشی ساغر جان ، هم من....

تا حالا شده ، بمدت پنج ساعت هر پنج دقیقه یکبار موبایل ات رو نگاه کنی؟


تا حالا شده از شدت خستگی و خواب الوذگی سرت بخوره رو کتاب ولی بازم تا


ساعت 3 صبح منتظر یه اس ام اس بشینی؟


تا حالا شده امیدت ، نا امید بشه و تو دل سیاه شب فقط چند تا ستاره رو واسه

درد و دل داشته باشی؟


تا حالا شده یه پاکت سیگار رو تو چهار ساعت تموم کنی ؟


تمام اینها واسه من شد...شب جمعه ی گذشته شد....میدونست تنهام

میدونست منتظرم....